تبليغاتX
زندگی صحنه یکتای هنرمندی توست
از گذشته شروع شدو تا آینده ادامه دارد آنچه که امروز انجام می دهم
 پسرا ژل مي زنن به اون موهاشون.......عينك مي زنن به اون چشاشون ...اِوا خاك بر سراشون... ريمل مي زنن به اون چشاشون ... ماتيك مي مالن به اون لباشون اِوا خاك بر سراشون ....كروات مي زنن اون خوشكلاشون... واسه دوست دختراشون ...اِوا خاك بر سراشون ...كلاسور مي زارن زير بغلاشون ...يك كت مي پوشن قد باباشون... يه جفت كفش مي پوشن هرت براشون ... يكم ريش مي زارن نوك چونه هاشون ... پرفوسور مي شن جون ننه هاشون ... اِوا خاك بر سراشون آدم مي ميره براشون...اِوا خاك بر سراشون

این فقط یه آف مزاحم برای بنده بود و هیچ ارزش قانونی دیگر ی ندارد

محسن جو

+ نوشته شده در  85/09/28ساعت 23:9  توسط  (محسن جو)  | 

سلام

اردو برگزار شد اون هم به خوبی و سلامتی رفتیم به پارک علم و فن آوری و  بعد هم ناهار در خدمت همه بودم در شاندیز وخدمت عزیزان عرض کنم شاید اولین اردویی بود که من و خیلی از برو بچ راضی بودن و سطح کیفی اردو دوستانه بود و قابل قبول به هر حال این آرزو ی مابودکه روزگار ی برسه که همه دوستان در کنار هم باشن واقعا امروز به این حرف جناب رستاخیز رسیدم که ترم اول به من گفته بود ((شمایک خانواده محسوب میشین)) امروز می بینم راس گفته بود مابا هم وارد دانشگاه و یک رشته شدیم و با هم درس پاس کردم البته بعضی باهم درسها رو افتادیم  و الان هنوز چن ترم دیگه چشم تو چشم هم باس کلاس بیایم درس بخونیم

لطفی که بعضی دوستان نسبت به من داشتن بیش از حد هست و من نمی تونم جوابگوی محبتاتون باشم یادم اومد یه روزی شخصی که به نادرستی و نا پاکی شهره بود به ابن سینارسید و گفت :ای ابن سینا چه کنم که خلق در مورد من هر آنچه می گویند نادرست است و من بهتر از آنم که آنان می گویند ... و گلایه مندم   ابن سینا جواب داده بود که ای مرد من چه کنم.. که آنچه دیگران می گویند نیستم

واقعا بیش از آنچه هستم بنده رو شرمنده نکنید این جزو وظیفه ام بوده به هر حال بعضی ها به امید خودشون زنده اند وبعضی ها هم به امید دیگران و برای دیگران زندگی می کنن مثل همین مهندس عنبر سوز من هم سعی می کنم مثل اون باشم با اینکه نیستم

ولی به قول مجتبی جون که نظر دادن یه دست صدانداره

یا آقا امین چی نوشتن ببینید:

آقای نوحه خوان ما که بودیم و دیدیم
همیشه فقط تو جلو بودی با ایمان و خانم احمدی
از اردو از نشریه از سی دی برای ورودی های جدید از هرچی که بگم شما ها زحمت کشیدید / بعضی از دوستان یک کم کم لطف هستند / همش می گن دانشگاه های دیگه اینجور دانشگاه های دیگه اونجور / کسی یه لحظه هم فکر نمی کنه دانشگاه ما هیچ جور !!!!/ همین قدر هم که هست با پیگیری شما ها درست می شه
من یه دنیا ممنون شما هستم / هم شما هم ایمان هم خانم احمدی و هم بقیه کسایی که فقط سعی می کنن یه کاری انجام بدن /کاری که مفید باشه .
یه دنیا متشکرم - باشه تا ما هم کمک کنیم / فقط به خاطر خودمون

تعریف هاشو کنار بذارین اون بخشی که مربوطه به همه هست گویای این مطلبه که همه باس همصدا باشیدو کوشا

به احسان چی بگم که از درد مسنجر اینجارو چتستان دیده احسان جون اینجا درد ستان شده اخوی

به هر حال تشکر می کنیم از مهندس قیطاقی که قبول زحمت کردن مسئولیت همراهی دانشجو هارو پذیرفتن

همچنین آقای مهماندوست که اتوبوس رو هماهنگ کردن و خانوم احمدی و ناصری و رحمان نژاد که نقششون در هماهنگی خانوم ها و هماهنگی های اردویی در قوچان قابل اغماض نیس و در آخر ایمان عنبر سوز مشهور به پترس فدا کار اوووووووووووووه خانو م غفاریان از قلم نیوفته که فردا سلامت جانی من از قلم هستی  خواهد افتاد

انجمن علمی تقریبا با ورودی های ۸۳ که نامشون هم برده شدتا الان ادامه داشته ولی از الان به بعد منتظر کاندید و انتخابات جدید باشیدکه برو بچ جدید تر هم در حیطه مسئولیتی کاری کنند و باری بدوش بکشند

موفق و موید باشید

 آنکس که به حساب نآید... محسن جو

+ نوشته شده در  85/09/28ساعت 0:17  توسط  (محسن جو)  | 

بله سلام

یکی از رفقا نظر شون اینه که من زیاده روی کردم و منفی نگر هستم

این همون حرفیه که گاهی در مورد نظراتم خودم به خودم میگم و خودم خودم رو نقد می کنم من الکی الکی کسی رو زیر سوال نمی برم  در ضمن اگر من انتقاد می کنم راهش رو هم دارم ولی ولش کنین می دونستین دارن باغچه دانشگاهتون رو می کنن و می خوان پروژه ساختمان دوم رو بزنن البته قبل از اتمام دیوار دور دانشگاه

کافی نت دس و پا شکسته کار می کنه بدون مسنجر حالش رو ببرین

خدمتتون عرض کنم این اردو یی هم که گزینشی دوستان جور کردن به شدت متاثر بر حوادث است

امیدوارم بتونم از این به بعد وبلاگ رو تنهایی پیش ببرم

راستی اون دوست عزیزم گفته چن نفر از برو بچ کام رو میشناسی  که بعد خودش اصلاح کرده و سوالش رو از همه پرسیده این رو من پنج ترم پرسیدم که آیا حاضر هستین واسه کسی کار یبکنید و خودم واقعا ۵ ترم هر کار تونستم کردم منو عنبر سوز و مهندس خانوم احمدی و ... و لی برو بچ ندیدن خندیدن اگر بازم بخندن ایراد نداره

نا امید شدم از همه دوستان

محسن جو

+ نوشته شده در  85/09/21ساعت 22:11  توسط  (محسن جو)  | 

سلام

شنیدم یکی گفت درد بلام 

اوه یکی گفت بپر تو کلام

تورو خدا منو نکشین ((می خواهم زنده بمانم)) فیلم امشب سینما های تهران و مشهد و قوچان البته اگه قوچان سینما داشته باشه

رسما اعلام می کنم جلوی بی خیالی دکتر و مسئول گروهمون کم آوردم و لنگ(با ضمه روی لام ) جلوشون پهن می کنم

دکتر رو که تا حالا ندیدم نمی دونم کجا تشریف دارن وخدا کنه رو زدانشجو حد اقل ببینمشون

می خوام داستان سهراب نامه رو شروع کنم تو وبلاگمون بذارم می دونم که خواننهاش زیاد خواهند بود

می گین نه صبر کنین و ببینید

در مورد دانشگاه نظر بدین نظراتتون رو تو دلتون حبس نکنین درد دل میشین

محسن جو

+ نوشته شده در  85/09/15ساعت 17:6  توسط  (محسن جو)  | 

اصلا هم نخواستم که نظر بدین بابا متوجه شدم که خیلی از دوستان سر میزنن و نظر نمیدن باشه من خیال می کنم که خار دارم

وقتی وبلاگ ما باز میشه از صفحه کلیدتون یه کاکتوس آمریکایی در میاد که نمی تونین هیچی تایپ کنین پس اذیتتون نمی کنم و مجبورتون نمی کنم تیغ تو دستاتون بره شوماها حیفیییین

گذشته از این حرفها بسیار ناراحت شدم حدود ۵۰۰ دانشجو علوم کامپیوترو مهندسی داره این دانشگاه فسکنی ما  ولی الان نزدیک به ۱ماه هست که کافی نتش راه نیوفتاده دو رو زاومدم و پیگیر همین مطلب شدم راه افتاد یا انداختن به هر حال جور شد ان شالله اگه دبه دیگری در نیارن این آی اس پی ها.

تو رو خدا به اتفاقاتی که حد اقل به شما مربوطه بی تفاوت نباشین فردا چوبش رو می خورین بعد میگین چرا این جوری شد اون جوری شد بعد کسی حق اعتراض نداره که یک دست صدا نداره

این قالب وبلاگ رو هم باس جدید ترش کنم  دلم رو زده اون رفقا ی دیگه هم اگه قالب خوبی دید بذارید دیگه فقط من که نیستم یره ها

+ نوشته شده در  85/09/07ساعت 9:55  توسط  (محسن جو)  |