تبليغاتX
زندگی صحنه یکتای هنرمندی توست
از گذشته شروع شدو تا آینده ادامه دارد آنچه که امروز انجام می دهم
این لینکی که می باید براتون می ذاشتم ونذاشتم

سوال 1

و خدمتتون عرض شود از دوستان تماس می گیرند که حذف و اضافه کی هست گفته شده اول اردیبهشت در مورد درس ریاضی مهندسی و جبر غیر خطی باید دوستان در خواست بدهند تا استاد مغانی اونها رو تو انتخاب واحد باز کنند ولی ممکنه کلاس برگزار نشود

این کامنت رو به این خاطر اینجا گذاشتم چون نتونستم داخل سایت خودمون برم مجبور شدم اینجا بذارم و خدمت آقای محمد پور هم گفتم تا رسیدکنند 

دوستان موفق باشید

قربان شما محسن جو

+ نوشته شده در  88/01/19ساعت 23:55  توسط  (محسن جو)  | 

سلام

به محضی که نوشتم سلام آه از نهادم بلند شد .چرا نمی دانم ولی شاید به این خاطر بودکه امروز دیگر کار اطلاع رسانی صرف و مطلق من در این وبلاگتمام است از امروز به سایت فکر می کنم و البته اگر دوستان دیگر یاری کنند و نخواهند که بر مراد دل باشند بلکه به گروه بیندیشند چه خانم ها و چه آقایان این عرصه حضور را غنیمت بشمرند و در کنار هم تجربه جمع کنند برای روزی که د رکنار هم نیستند.

من را متهم به زرنگی و یا زیر پا گذاردن قول ها نکنید . گفتم که تا آخر هستم  و در وبلاگ می نویسم ولی امروز باید خواسته دلم  را برای پیشرفت شما ودوستان دیگر زیر پا بگذارم و این مکان را از نام با مسمی ودوست داشتنی انجمن جامع به وبلاگ شخصی خودم تغییر دهم تا اخبار را با من و دوستانی به نازکی پوست نارنج و البته گاه تیزی ترشحات پوست پرتقال در سایت پیگیری کنید. من دلی آکنده دارم از دوست داشتن انسان ولی نمی دانم گاه خودش خود را دوست نمی دارد .خود من آنقدر به خودم بد کردم ولی خدایی در این نزیکی بود که دوستم داشت و بدی های مرا به تعجیل مجازات نمی داد .چه خوب دوستی است این خدا. و من چه بد بنده ای هستم . و تو نیز گمانت بر این نیست که هست . اگر نباشد عجیب است .من بهترین دوستانی که در این وبلاگ به دست آوردم را اندوخته دعای نگین زندگی خودم می کنم با اینکه گاه گاه رنجاندمشان گاه خنداندمشان گاه نیز مرا گریاندند. ولی همه را سپاس گذارم . از امروز دیگر به آن جا رسیدم که به حکم سن تغییر در من سخت است به روزگار سنگ شدن قلب ها نزدیکمی شود و از امروز باید جهدی قوی تر داشته باشم تا اگر بشود به لطف خودش دلم را از هر چه که باقی مانده پاک کنم جز محبت شما دوستان و خدایی که در این نزدیکی است لای این کلمات .

من همچنان امضا می کنم  قربان شمامحسن جو و تو بگو دیوانه شده  تو بگو عاشق است  تو بگو به سرش زده ساده است ولی هرگز از من نخواه که فرزند ۴ ساله ام را فراموشم  از امروز می خواهم به او زندگی کردن بیاموزم البته پدرش هنوز این بازی را تمام نکرده ولی تا مرحله ای که آمده را برایش توصیف می کنم

گام اول من در زیر با یک پاور پویت برداشته می شود امیدوارم دانلودش کنی و خسته نشوی از ادامه

البته برای آپلود باید به کافی نت برم چون سرعتم خیلی کمه و بعدا در همین پست فایلم رو میذارم و لینک میدم

اینم لینک دانلود سوال ها

سوال 1

قربان شما محسن جو

 

+ نوشته شده در  88/01/11ساعت 21:47  توسط  (محسن جو)  | 

سلام

بعد از اون سفر سخت که در وادی غرب حاصل شدو زمان را به 30 سال گذشته برده بودیم آمدم تا بگویم این وبلاگ به وبلاگ شخصی من تبدیل خواهد شد و امیدوارم که  سایت به زودی به فعالیت قابل توجهی برسد البته هنوزط در طراحی راه درازی داریم البته  تا زمانی که در دانشگاه خبری باشدو لازم باشد در این وبلاگ مطرح می کنم ولی بیشتر دوست دارم تجربیاتم را در این عمر کوتاه باقی مانده بنویسم و در این وبلاگ تجربه های دیگری را امتحان کنم  چقدر موفق خواهم بود نمی دانم و تو نیز نخواهی دانست

قربان شما محسن جو

+ نوشته شده در  88/01/04ساعت 19:59  توسط  (محسن جو)  |